نور الدين جعفر بدخشى

277

خلاصة المناقب ( در مناقب سيد على همدانى ) ( فارسى )

شعر : لكلّ اجتماع من خليلين « 1 » فرقة * و كلّ الّذى دون الفراق قليل و إنّ افتقادى واحدا بعد واحد « 2 » * دليل على أن لا يدوم خليل « 3 » معلوم فرمائيد « 4 » كه در ماه ذىالقعده « 5 » حضرت امير از ولايت سرى « 6 » به نيّت سفر حجاز بيرون آمد و چون در « 7 » حدود ولايت ملك خضر شاه رسيد « 8 » ، خدمت ملك خضر شاه التماس نمود كه حضرت امير مىبايد كه چند روزى اقامت تشريف فرمايند تا از منبع فوائد جناب سيادت فايده گيرد « 9 » لاجرم « 10 » اجابت نمود « 11 » و چون ماه ذى الحج « 12 »

--> ( 1 ) ن : خليل . ( 2 ) مصرعه دوم در ديوان حضرت على ديوان بديع البيان ، ص 141 اين‌طور نوشته : و انّ افتقادى فاطما بعد احمد فواتح ميبدى ، ص 355 . به‌درستى كه نيافتن من فاطمه را بعد از احمد دليل است بر آنكه دايم نيست هيچ درست و چگونه باشد اينجا زيستن از پس نايافتن ايشان . ( 3 ) از حاشيه ب : برگ 85 ب . يعنى هر اجتماعى را فرقتى است و هر اجتماع كه به غير فراق است قليل الوجود است . بيت : ملك را زين مهم‌تر نيست كارى * كه گرداند جدا يارى ز يارى به درستى كه جستن من يكى را بعد يكى دليل بر آن است كه دوام ندارد در جهان ، بيت : فراق را كه بياورد در جهان يار * كه باد تا ابد اقبال در جهان فراق اين اشعار گفتهء حضرت على كرم اللّه وجهه است . رك به : ديوان حضرت على ، ص 89 . ديوان بديع البيان ، ص 141 ، فواتح ميبدى ، ص 355 . اين ابيات در كشف الاسرار و عدة الابرار ، خواجه عبد اللّه انصارى ، ج 1 ، ص 627 مثل متن درج شده است . ( 4 ) گ ، ل : فرمايند . ( 5 ) ت ، گ : ذىالقعده . ( 6 ) ب ، ن : بنيرى ت ، تيرى ، مراد است سرينگر . . E 05 . 47 , N 21 . 43 . fo ytiC eht snaem raganiraS : saltA s'acinnatirB fo aideapolcycnE ro irS ihskaL . 811 . P . ummaJ dna rimhsaK : aidnI fo reettezaG ( 7 ) گ : به ( 8 ) ل ، ن : رسيدند . حيدر بخشى : رسالهء مستورات برگ 420 ب ولايت سواد و كبر رسيدند . ( 9 ) آ ، ب ، گيرم . ( 10 ) گ ، ل : ندارد . ( 11 ) گ : نمودند . ( 12 ) ل : ذى حج ، گ : ذىالحجه .